• ظرفيت‌هاي دروني جهان اسلام در مقابله با جريان‌هاي تکفيري با تمرکز بر حج
  • گروه‌هاي تکفيري يکي از چالش‌هاي جهان اسلام است که بر اساس قرائت حداقلي و غيرانعطاف‌پذير از اسلام چهره‌اي خشن و محدود از اسلام را به تصوير گذاشته است. اين مقاله در صدد پاسخگويي به اين سوال است که اسلام به عنوان ديني جامع و جهان‌شمول از چه ظرفيت‌هايي در مقابله با جريان‌هاي تکفيري برخوردار است. در اين بين حج عبادتي ذو ابعاد است که از ابعاد مختلف فقهي, سياسي, ارتباطي, اخلاقي و اقتصادي برخوردار است که همگي در راستاي تقويت هم‌گرايي جهان اسلام قابل تحليل است. مسلمانان در حج قرائتي از اسلام را تبيين و تمرين مي‌کنند که برخلاف تفکر تکفيري, نسبت به همه فرق اسلامي شمول حداکثري دارد و در فضايي اخلاقي و معنوي در کنار هم بودن و انسجام اجتماعي را باز تعريف مي‌کند. زمينه‌هاي حج در ايجاد هم‌گرايي اسلامي را مي‌توان در پنج عرصه مشاهده کرد: 1. هم‌گرايي سياسي (تقويت نقاط مشترک)؛ 2. هم‌گرايي ارتباطي (تقويت روابط بين مسلمانان)؛ 3. هم‌گرايي فقهي (مناسک وحدت‌بخش)؛ 4. هم‌گرايي اخلاقي (زمينه‌هاي اخلاقي وحدت اسلامي) و 5. هم‌گرايي اقتصادي (وحدت‌آفريني ابعاد اقتصادي حج).

  • مقدمه

    اسلام به عنوان ديني جامع و متعالي مکانيسم و ظرفيت‌هاي دروني دارد که مسلمانان در صورت التزام عملي و کامل به آنها همواره در موضع قدرت و عزت خواهند بود. پويايي و جامعيت دين اسلام به شکلي است که در صورت التزام همه‌جانبه به همه ابعاد و مناسک آن قدرت جلوگيري از معضلات يا حل مشکلات پيش‌آمده را دارد.

    يکي از مهم‌ترين معضلات فعلي جهان اسلام جريان‌هاي تکفيري است که بر اساس نوعي برداشت غلط و انحرافي از تعاليم اسلام برخوردي خشن غير انعطاف‌پذير و حذف‌گرايانه دارد. [1] اين قرائت از اسلام سبب ايجاد تعارض‌هاي داخلي جهان اسلامي شده و چشم طمع دشمنان را براي نفوز استثمارگرانه در جهان اسلام بيشتر کرده است.

    حال سخن در اين است که آيا اسلام به عنوان ديني جامع و کامل راهي براي برون‌رفت از اين معضل ندارد؟ اين راه را مي‌توان راه‌کاري بومي, ذاتي و دروني از جانب اسلام براي حل مشکلات خود دانست.

    مشخصه اصلي و نمود عيني و عملي تکفير در طرد ساير مسلمانان است که در برخي نظرات با گروه‌هاي تکفيري همراه نيستند. اين برونداد حاصل قرائتي خاص و تنگ‌نظرانه و حداقلي از اسلام است که دايره شمول اسلام را بسيار محدود مي‌کند. در اين فضا بسياري از مسلمانان با عنوان کفر از دايره ايمان خارج مي‌شوند. اين قرائت فضاي جهان اسلام را از هرگونه همدلي و تفاهم خارج مي‌کند. بر اين اساس مي‌توان گروه‌هاي تکفيري را از موانع هم‌گرايي در جهان اسلام دانست.[2]

    حج و همگرايي جهان اسلام

    در راستاي بررسي ظرفيت‌هاي دروني اسلام در مقابله با جريان‌هاي تکفيري, حج از گزاره‌ها و تعاليم اسلام است که در پويايي و پايايي جهان اسلام نقشي کليدي دارد. حج با مکانيسم‌هاي گوناگون سعي در جذب حداکثري و کاهش اختلافات و افزايش نقاط اشتراک دارد به طوري که همه گرايش‌ها و فرق اسلامي در آن قرار مي‌گيرند. به اين ترتيب حج نمودي از نوعي قرائت حداکثري اسلامي است که گروه‌ها و فرقه‌هاي مختلف اسلامي را در خود جاي مي‌دهد. درنتيجه در حج همه مسلمانان در حج با گرايش‌هاي مختلف سياسي, فقهي, ملي, نژادي, جغرافيايي و هويتي در کنار هم مناسکي يکسان را در زمان و مکان يکسان به صورت يکسان انجام مي‌دهند و همگي در وصف ضيوف الرحمان مشترک مي‌شوند.

     حج به عنوان عبادتي جهان‌شمول که از ابعاد سياسي و اجتماعي عميقي در کنار ابعاد فقهي و عرفاني برخوردار است از ظرفيت‌هاي گسترده, عميق و بي‌بديلي در هم‌گرايي و هم‌افزايي جهان اسلام برخوردار است. اين را مي‌توان در پنج عرصه مشاهده کرد: 1. هم‌گرايي سياسي (تقويت نقاط مشترک)؛ 2. هم‌گرايي ارتباطي (تقويت روابط بين مسلمانان)؛ 3. هم‌گرايي فقهي (مناسک وحدت‌بخش)؛ 4. هم‌گرايي اخلاقي (زمينه‌هاي اخلاقي وحدت اسلامي)؛ 5. هم‌گرايي اقتصادي (وحدت‌آفريني ابعاد اقتصادي حج)

     در اين مقاله قصد داريم با بررسي پنج عرصه فوق با نگاهي جديد به حج, ظرفيت‌ها و مکانيسم حج در هم‌افزايي جهان اسلام را در راستاي جذب حداکثري و امکان ارائه قرائت مبسوط از اسلام بررسي کنيم؛ قرائتي که در مقابل قرائت تکفيري از اسلام است. در واقع حج به عنوان يکي از مهم‌ترين مناسک ديني با جمع کردن مسلمانان از فرق و مليت‌هاي مختلف در کنار هم جهت انجام مناسکي يکسان در زمان و مکاني يکسان و حتي لباسي يکدست اين باور و برداشت را در مسلمانان تقويت مي‌کند که همگي پيرو يک دين هستند و خداوند که دين اسلام را براي هدايت بشر تعيين کرده است همه اين افراد را در کنار خانه خود جاي مي‌دهد و همه آنها را در زمره ضيوف الرحمان قرار داده است. چنين قرائت و برداشت عام و شاملي از اسلام در حج بيانگر ظرفيت عملي و دروني اسلام در تقابل ايده تنگ‌نظرانه و محدود جريان‌هاي تکفيري از اسلام است.

    به عبارت ديگر حج از مهم‌ترين عبادات اجتماعي اسلام است که مي‌تواند در تقويت هم‌گرايي جهان اسلام بسيار موثر باشد. حج با تکيه بر عناصر مشترک هويتي مسلمانان و تقويت و تعميق آنها، تفاوت‌هاي فرهنگي و مرزهاي جغرافيايي را از بين مي‌برد تا همه مسلمانان را با ملاک هويتي جديدي در مفهوم متعالي «امت اسلامي» منسجم کند. در مقابل اين هم‌گرايي و هم‌افزايي, گروه‌هاي تکفيري سبب واگرايي جهان اسلام مي‌شوند.

    فرايند حج در تقويت هم‌گرايي جهان اسلام

    حج به عنوان عبادتي جهان‌شمول که از ابعاد سياسي و اجتماعي عميقي در کنار ابعاد فقهي و عرفاني برخوردار است از ظرفيت‌هاي گسترده, عميق و بي‌بديلي در تقويت ايده امت اسلامي برخوردار است. براورد اين ظرفيت‌ها را مي‌توان در تقويت شخصيت ديني مسلمانان در بستر تمدن اسلامي دانست که فراتر از هويت‌ها و تشخص‌هاي ملي و فرهنگ‌هاي منطقه‌اي است. به عبارت ديگر در حج مسلمانان در فضاي تمدني و تاريخي اسلام قرار مي‌گيرند تا به اين نکته مهم توجه کنند که همگي فراتر از فرهنگ‌هاي ملي و بومي, هويتي تمدني دارند که نقطه مشترک و سبب اتصال و يکي شدن انها در عرصه بين الملل مي‌شود و بايد براي اعتلا و احتزاز آن تلاش کنند.

     ظرفيت‌هاي حج براي تقويت هم‌گرايي اسلامي را در پنج عرصه سياسي, ارتباطي, فقهي, اخلاقي و اقتصادي بررسي مي‌کنيم که از اين پنج طريق هويت ديني در حج فراتر از هويت‌هاي ملي و جغرافيايي تقويت مي‌شود. تحقق هم‌گرايي اسلامي از اين طرق ظرفيت عظيم دروني در مقابله با تفکر تکفيري است.

    1. هم‌گرايي سياسي (تقويت نقاط مشترک)

    در تحليل ارتباط عوامل هم‌گرايي با عوامل و قدرت‌هاي خارجي جهان اسلام، سنت‌ها و نظام ارزشي جايگاه ويژه‌اي دارد. به اين معنا که نيروهايي که به دنبال ايجاد وحدت و يکپارچگي‌اند، بايد ابتدا عناصر اتحادبخش يعني فراسنت‌هاي پنهان[3] را به حرکت درآورند و به دنبال آن مسلمانان را براي رويارويي با نفوذ خارجي متحد و آماده کنند. در مقابل، نيروهاي خارجي (مهاجمين استعمارگر) نيز با دست گذاشتن به خرده سنت‌ها (عناصر تفرقه افکن) زمينه را براي از هم گسيختگي و تجزيه فراهم مي‌کنند.[4]

    اتحاد از دو ويژگي و مختصر اساسي برخوردار است: يگانگي دروني، پيوستگي بيروني. بر اين اساس يگانگي دروني به نقطه تشابه هويتي اشاره دارد که سبب ايجاد نقطه عزيمت مستحکمي است و مي‌توان آن را بنياد عميقي براي پيوستگي دانست. پيوستگي بيروني نيز متوجه حظ تداوم يگانگي دروني در عرصه حيات جمعي و در راستاي دستيابي به اهداف ملي و بين‌المللي قابل تعريف است.[5]

    حج از مهم‌ترين مناسک ديني است که از طريق تقويت تشابه هويتي (يگانگي دروني) از يک سو و تقويت حيات جمعي (پيوستگي بيروني) ظرفيت عظيمي براي پويايي و سرزندگي امت اسلامي فراهم مي‌کند. حج به عنوان جلوه سياسي و اجتماعي اسلام, بنا بر تقويت نقاط مشترک در سطوح ايدئولوژيک و سياسي دارد. حج با تداعي قبله مشترک، خداي مشترک (توحيد) و کتاب مشترک، اهداف مشترکي را براي مسلمانان ترسيم مي‌کند.[6] و از اين طريق مسلمانان را در سطح ايدئولوژيک به اتحاد فرا مي‌خواند. به اين ترتيب هم‌گرايي ايدئولوژيک شکل مي‌گيرد.

    صاحب‌نظران ايدئولوژي را عامل بسيار مهمي در ايجاد پيوند ميان «ما» و ايجاد تمايز بين ما و «ديگران» مي‌دانند. اين امر در اثراتي که ايدئولوژي مذهبي در وادار کردن افراد در توجه به منافع ديگران دارد، آشکار است.[7] به اين ترتيب حج به عنوان يک امر ايدئولوژيک مذهبي تأثير زيادي در تقويت هم‌گرايي اسلامي دارد.

    هم‌گرايي سياسي در حج را مي‌توان در دو بعد ايجابي (تقويت هويت تمدني) و سلبي (تمرکز بر دشمن مشترک) مطرح کرد:

    الف) تقويت هويت تمدني

    هويت تمدني، معرفت و آگاهي عميق انسان به تمدني است که منسوب به آن است. درک چنين هويتي، به فرد، اين امکان را مي‌دهد که احساس کند در سرزميني زندگي مي‌کند که ريشه‌هاي فرهنگي آن، تا اعماق تاريخ کشيده شده است و اين احساس، سبب تعلق ارتباط به آن تمدن و در نتيجه، شکل‌گيري «هويت تمدني» مي‌شود. احساس تعلق به يک تمدن، به معناي وابستگي به تمامي مظاهر آن تمدن و از جمله: مشاهير، افتخارها، ميراث‌ها و ارزش‌هاي آن است.[8]

    اگر فردي درباره خويش به نظام معرفتي دست يابد، به تمدن خود، احساس وابستگي مي‌کند و وابستگي به تمدن، زمينه‌ساز حفظ و تقويت آن خواهد بود؛ زيرا فرد به دليل وابستگي و احساس الفتي که به تمدن خود دارد، در برابر تهديدهاي پنهان و آشکاري که تمدن او را هدف قرار مي‌دهند، به مقاومت، دفاع و جانب‌داري منطقي و مستدلي دست مي‌زند. نبود «هويت تمدني»، زمينه‌ساز تأثيرپذيري منفعلانه از تمدن‌هاي موجود است. سطوح گسترده هويت تمدني، به معناي داشتن آگاهي بيشتر درباره تفاوت‌هاي تمدني و ضرورت حفظ اموري است که «ما» را از «غيرما» متمايز مي‌کند. با اين بيان اهميت و ضرورت هويت تمدني در امت اسلامي مشخص شد.

    اساسا در نظام تمدني نه تنها فرد و جامعه‌ستيزي با يکديگر ندارند، بلکه با يکديگر تعامل دارند.[9] اين ارتباط از اين جهت حائز اهميت است که هويت فرد، امري رابطه‌اي و يا همان برساخته‌اي اجتماعي است.[10] بر اين اساس کارکرد هويت تمدني در فضاي داخلي جامعه ايجاد انسجام و همبستگي اجتماعي است و به منافع فرد و منافع جامعه شکل مي‌دهد[11] بنابراين جامعه‌اي مي‌تواند وصف تمدن را به خود بگيرد که در آن بهم‌پيوستگي و همبستگي ميان افراد با يکديگر و ميان افراد و نهادهاي سياسي وجود داشته باشد..[12]

    انجام مناسک حج در سرزمين وحي و مشاهده مشاعر مقدسه، زمينه‌ساز آشنايي حج‌گزار با ريشه‌هاي فرهنگي تمدن اسلامي است؛ او مي‌تواند ريشه‌هاي تاريخي پيدايش تمدن خود را بشناسد، به ويژگي‌هاي بارز و برجسته تمدن اسلامي آگاهي يابد و با شخصيت‌هاي تمدن‌ساز بيشتر آشنا شود

    کعبه که اساسي‌ترين نماد حج است، محور توحيد است؛ توحيدي که زيربناي اصلي دين اسلام است. مناسک حج نيز در راستاي تقويت دينداري و هويت ديني مسلمانان است. به اين ترتيب فضاي کالبدي حج که سعي در ايجاد تجربه تاريخي يکسان در سپر هويت تمدن اسلامي دارد در کنار مناسک يکسان‌ساز و هم‌گراي حج، هويت ديني مسلمانان را در سطح بين‌المل اسلامي تقويت مي‌کند.

    به اين ترتيب حج اين توانش را دارد که هويت واحدي از مسلمانان ايجاد کند که از مرزهاي ملي فراتر مي‌رود و مي‌تواند هميشه اين سوال را پيش روي مسلمانان زائر قرار دهد: چگونه است که وقتي همه در حضور خداوند علي رغم تقاوت‌هاي نژادي، طبقاتي و فرهنگي يکسان هستد، در قلمروي ديني متفرق و در کشورهايي با سياست‌هاي ملي متفاوت و حتي متعارض زندگي مي‌کنند؟ از اين جهت حج مي‌تواند مناسکي براي زير سوال بردن مرزهاي ديني، نژادي و فرهنگي شود که سال‌ها وجود آنها مفروض گرفته شده است.

    تجربه حج به مثابه تجربه نزديکي و همساني مسلمانان مي‌تواند بهترين نمايشگر و مروج هم‌گرايي اسلامي باشد. اين چيزي است که بسياري از رهبران ملي‌گراي کشورهاي مسلمان به ويژه پس از جنگ جهاني دوم همچون ناصر (مصر) سوکارنو (اندونزي) و تونکو عبدالرحمن (مالزي) به آن توجه داشته‌اند ولي در عين حال اين رهبران بهتر از هر کسي مي‌دانستند که حج هميشه به طور کامل با تمايل ايشان براي حفظ حاکميتشان در کشورهاي مجزا سازگار نيست.[13]

    به عبارت ديگر حج در پي ايجاد هم‌گرايي سياسي در بين مسلمانان است تا بر اساس اصول و اولويت‌هاي سياسي, علي‌رغم اختلافات فقهي در عرصه سياسي و اجتماعي، براساس اصول و هويت ديني موضعي مشترک آغاز کنند.

    ب) تمرکز بر دشمن مشترک

    يکي از عواملي که سبب هم‌گرايي و تقويت انسجام جبهه داخلي مي‌شود, وجود دشمن مشترک است. دشمن مشترک سبب انسجام و يکپارچگي داخلي, هويت‌بخشي به جمع دروني و انگيزه‌اي براي تلاش و احساس در راه بودن است؛ زيرا بخشي از هويت با ضديت معنا دار مي‌شود؛ يعني بخشي از کيستي ما مرهون آن است که ما چه کسي نيستيم. بنابراين اصل هويت پيوسته با اصل ضديت مقارن است.[14]

    آمريکا[15] واسرائيل[16] که از دشمنان اسلام هستند, با اتخاذ روش‌ها و منش‌هاي اسلام‌ستيزانه, به صورت گسترده از اين ايده در انسجام‌بخشي و هويت‌بخشي به جوامع خود استفاده مي‌کنند. بازتاب اين نگرش در نظرياتي مانند "پايان تاريخ" فوکوياما و يا "برخورد تمدن‌ها[17]" از سوي هانتينگتون ظاهر مي‌شود.

    برائت از مشرکين در حج اين پيام را براي مسلمانان دارد که آنها بايد با وجود همه اختلافات و فرق بر محور توحيد و کعبه متحد شوند و همگي کفر و کافران را به عنوان دشمن مشترک خود بدانند. يعني علاوه بر اينکه قبله, پيامبر| وکتاب همه مسلمانان يکي است, دشمن آنها نيز يکي است؛ چراکه دشمن مشترک همه مسلمانان علي‌رغم تفاوت‌هاي سياسي و جغرافياي آنها در کفر و کافر بودن يکسان است.

     وقتي مسلمانان کافران را دشمن خود بدانند آنگاه از جانب آنها احساس تهديد مي‌کنند و روابط خود را با ساير مسلمانان و غيرمسلمانان به گونه ديگري تنظيم مي‌کنند که در راستاي عزت‌يابي و حفظ منابع و منافعشان باشد نه آن چيزي که در چند قرن اخير در استعمار کشورهاي اسلامي و خودباختگي آنها در برابر غرب گذشته است.

    به اين ترتيب مراسم برائت از مشرکين اين زمينه را فراهم مي‌کند که مسلمانان در سطح بين‌الملل رويه‌اي مبتني بر اصول اسلامي اتخاذ کنند و از اين طريق به سوي تشکيل و تقويت امت اسلامي حرکت کنند.

    2. هم‌گرايي ارتباطي (تقويت روابط بين مسلمانان)

    يکي از راه‌هاي تقويت هم‌گرايي اسلامي در حج، تقويت روابط بين مسلمانان است. در حج مسلمانان از نقاط مختلف جهان با فرهنگ‌ها و آداب و رسوم مختلف شرکت مي‌کنند که همه آنها در بستر گرايشات و تعاملات ديني قرار مي‌گيرد. به اين ترتيب حج عرصه فرهنگي و اجتماعي را نيز براي تقويت وحدت جهان اسلام مهيا مي‌کند و تقويت ارتباطات بين مسلمانان را زمينه هم‌گرايي فرهنگي قرار مي‌دهد.

     اساسا يکي از علائم حيات يک جامعه اين است که همبستگي ميان افرادش بيشتر است. خاصيت مردگي (مرده بودن)، متلاشي شدن و متفرق شدن و جدا شدن اعضا از يکديگر است و خاصيت زندگي (زنده بودن) يک اجتماع، وحدت و همبستگي بيشتر اعضا و جوارح آن اجتماع است.[18]

    تصوير و الگويي که در حج تبيين و تمرين مي‌شود مبتني بر هم‌گرايي و گسترش و تعميق ارتباطات بين مسلمين است؛ در حالي که گروه‌هاي تکفيري گستره اين روابط را به شدت محدود مي‌کنند.

    روابط بين مسلمانان در حج از دو جهت در تقويت هم‌گرايي اسلامي موثر است:

    الف) تقويت هويت ديني

    سازه‌انگاران بر اهميت هويت در فهم روابط بين‌الملل تأکيد دارند و در تعريف آن به «فهم‌ها و انتظارات درباره خود» و «تعاملات بين‌الملل کنش‌گران» بسيار توجه مي‌کنند. بر اين اساس نتيجه مي‌گيرند هويت اساساً مفهومي اجتماعي است که در تعامل با ديگر کنش‌گران معنا مي‌يابد.[19] بدين ترتيب سازه‌انگاران با تأکيد بر برساخته بودن هويت کنش‌گران بر نقش و اهميت هويت‌ها در شکل‌گيري منافع و کنش‌ها تأکيد مي‌کنند.

    حج با تقويت هويت ديني در سطح بين‌الملل اسلامي از طريق تعميق و توسعه روابط ميان فرهنگي مسلمانان، ترديدها و ابهام‌ها را مي‌کاهد و با ايجاد منافع مشترک زمينه اتحادها را افزايش مي‌دهد. تجربه حج به منزله تجربه‌اي تحول‌بخش از حل شدن در يک امت واحد اسلامي و احساس برادري و همدلي، چيزي است که زائران[20] بسياري پس از انجام حج به آن اشاره کرده‌اند.

    اين فضا زماني بهتر درک مي شود که فردي که در محيطي تبعيض‌آميز يا نژادپرستانه بوده است در اين محيط شرکت کند. خاطرات حج مالکوم اکس (مسلمان سياه پوست و فعال مدني آمريکايي) نمونه اين مدعاست. او که تحت تاثير فضاي نژادپرستانه آمريکا، قرائتي ضد سفيد پوست و نژادگرايانه از اسلام را تبليغ مي‌کرد، پس از تجربه فضاي برادرانه حج به درک جديدي از اسلام نائل آمد و از عشق، تواضع و برادري حقيقي در حج سخن گفت.[21]

    سفيدي (پوست) در نظر او نماينده قدرت، سلسله مراتب اجتماعي و برتري‌جويي است و آنجا که سفيدي از «ذهن»، «رفتار» و «نگرش» انسان‌ها زدوده شده است, بايد عاري از قدرت و سلسله مراتب اجتماعي و برتري باشد. اين همان تجربه يگانگي و اتحاد برابرگرايانه در موجوديتي بزرگ‌تر است.

    اساسا اسلام با نفي ويژگي‌هاي اصلي حج جاهلي، محتواي توحيدي حج را بر قالب مناسک حج بازگرداند و هر گونه تبعيضي و امتياز طلبي را در مراسم حج لغو و حتي اختلافات ظاهري را نيز برانداخت. همه با يک شکل و لباس و با يک نوع عمل و همسو و همسان، مطيع در برابر خدا و در يک فرم، بايد به انجام مناسک بپردازند.

    شيوه‌اي که اسلام براي حج گزاري انتخاب کرده است. شيوه مورد نظر طبقات اجتماعي بالا و حتي متوسط نيست بلکه شيوه طبقات فرودست است که ممکن است تضعيف و تحقير شده باشند، اما اکنون همه اين شيوه را در برابر خدا اتخاذ کرده‌اند تا ضمن خارج شدن از امتياز طلبي و روح تبعيض مشکلات طبقه پايين جامعه را تجربه و با آن زندگي کنند.

    سادگي جامه احرام و محو هويت‌هاي شخصي در اين همايش، خط بطلاني است بر تفکر نظام طبقاتي که طبقه بندي اجتماعي را براساس ملاک‌هاي اعتباري و مادي انجام مي‌دهد نه ملاک‌هاي اصيل انساني و معنوي. بنابراين يکساني زائران در پوشش و اعمال را مي‌توان عامل مبارزه با تعصبات ملي و نژادپرستي و محدود شدن در حصار مرزهاي جغرافيايي دانست.[22]

    ميشل مالرب مورخ دين درباره کارکرد يکسان نگري و يکسان سازي حج مي‌گويد: اين پوشش يکدست و يکسان که رده بندي اجتماعي را از ميان برمي‌دارد. نماد برابري آدميان است در برابر خدا.[23]

    ب) تقويت سرمايه اجتماعي

    سرمايه اجتماعي يکي از مهم‌ترين مفاهيم و مباحث نوين جامعه‌شناسي و علوم سياسي است که به مباحثي مانند همبستگي اجتماعي نيز مي‌پردازد.

    يکي از مهم‌ترين رويکردها و تعاريف سرمايه اجتماعي، براساس ارتباطات اجتماعي،[24] شبکه روابط و اعتماد اجتماعي است. بنابراين سرمايه اجتماعي در روابط ميان افراد تجسم مي‌يابد[25] البته اعتماد اجتماعي نيز در شبکه روابط اجتماعي در راستاي تقويت سرمايه اجتماعي قابل تبيين است.[26] به اين ترتيب روابط اجتماعي مي‌تواند اعتماد اجتماعي را افزايش دهد و از اين طريق سرمايه اجتماعي را ارتقاء دهد. پس سرمايه اجتماعي تابع کيفيت و کميت روابط اجتماعي است. در اين بيان مي‌توان گفت سرمايه اجتماعي که از روابط اجتماعي ايجاد مي‌شود و اعتماد اجتماعي را افزايش مي‌دهد, بياني ظريف از وحدت در جهان اسلام است. به عبارت ديگر درحج روابط بين مسلمانان در سطحي جهاني و بين المللي در فضايي اخلاقي و ديني شکل مي‌گيرد و نوعي از انسجام و اعتماد اجتماعي شکل مي‌گيرد که با تقويت روابط اجتماعي, سرمايه اجتماعي را افزايش مي‌دهد و اين يعني تقويت ايده وحدت امت اسلامي در حج.

    کعبه تعبير و نمايش بسياري از آيات قرآن مانند «انما المؤمنون اخوه»[27] است و مي‌تواند در جهت تحکيم پيوند قلبي و اجتماعي و بالابردن قدرت اجتماعي مسلمانان کار برد داشته باشد[28] علاوه بر اين روابط اجتماعي، ره‌آورد مناسبي براي کسب اطلاعات است که سبب رفع ابهام‌ها و تقويت سرمايه و اعتماد اجتماعي مي‌شود.[29]

    بنابراين در حج با تقويت ارتباطات اجتماعي، زمينه هم‌گرايي افزايش مي‌يابد و از اين طريق با افزايش اعتماد اجتماعي، سرمايه‌هاي نرم‌افزارانه مسلمانان نيز افزايش مي‌يابد و حج‌گزاران با مشاهده نمايندگان جهان اسلام، قدرت خود را با وحدت افزايش دهند.

    3. هم‌گرايي فقهي (مناسک وحدت‌بخش)

    مناسک حج مانند مناسکي وحدت‌بخش است که مرزهاي ملي، فرهنگي نژادي سياسي و ديني را درنورديده و همه مسلمانان را در غالب امتي واحد به تصوير مي‌کشد. حج از اين نگاه، مراسمي است که به واسطه اجراي هم شکل مناسک و ايجاد فضاي جماعت واره، روح برابري و برادري انساني و وحدت بنيادين مسلمانان را نمادينه کرده و آن را ارتقا مي‌بخشد.

    هر يک از اماکن معنوي فرايند حج‌گزاري، داراي چنان عظمت ويژگي و فوايد اين‌جهاني و آن‌جهاني هستند که مسلمين در طول تاريخ انگيزه فراواني براي بهره‌گيري از آن داشته‌اند. انجام اين مناسک يکسان و تقريبا متحدالشکل که مسلمانان آنان را با اهداف و انگيزه‌ها و نگرش‌هاي مشترک انجام مي‌دهند، سبب انسجام‌بخشي مسلمانان مي‌شود؛ زيرا خود را در اين موارد و اماکن برابر و يگانه ارزيابي مي‌کنند.[30]

    به عبارت ديگر حج با ايجاد پيوستگي در تاريخ اديان توحيدي در مکه و کعبه که نماد و تجسم توحيد است و همچنين در معرض قرار دادن سابقه تمدني تاريخ اسلام، تلاش مي‌کند مسلمانان را در بستر تاريخ اسلام متوجه تشابهات اساسي و بنيادين نمايد و هويت تمدني آنها را تقويت کند.[31]

    اهميت هم‌گرايي فقهي حج در تبيين ظرفيت دروني جهان اسلام در مقابله با تکفير در اين است که يکي از مهم‌ترين دستاويزهاي گروه‌هاي تکفيري در طرد ساير گروه‌هاي اسلامي, اختلافات و تفاوت‌هاي فقهي است. آنها با پذيرش يک فرقه فقهي, پيروان ساير فرقه‌هاي فقهي را تکفير مي‌کنند.

    در اسلام حج مهمترين و بزرگترين اجتماع انساني است که هر سال اتفاق مي افتد و در اين گردهمايي بزرگ ديني، مردم از کشورها و فرقه هاي مختلف اسلامي در کنار هم به انجام مر اسم مذهبي مي‌پردازند. مراسم حج خصوصياتي از جمله تعامل مسلمانان با هم و تبادل نظر در مسايل اساسي اسلام، تمرين مدارا و رفتارهاي محبت‌آميز و برائت از استعمار و استکبار را دارد.[32]

    در فرآيند انجام اعمال و مناسک حج سه اصل را مي توان جستجو کرد؛ اصل اوّل اصل «اتّصال» است، اصل دوّم اصل «اجتماع» است و اصل سوّم نيز اصل «حرکت منظم يا مهاجرت براي يک آرمان» مي باشد؛ اصل اتّصال يعني، در حج دائماً و هر سال اتّصال مجدّد انسان ها به سرشت و سرنوشت تاريخي و رسالت عظيم انسانيشان مشاهده مي شود. اصل اجتماع يعني، در مناسک حج همه مکان خود را ترک کنند و در جائي با هم تصادم فکري داشته باشند. من وضعيت اجتماعي خودم را بگويم و او وضعيت اجتماعي خودش را بگويد. تصادم اين جامعه هاي دور از هم، روح اجتماعي زنده و انديشه اجتماعي آگاه پديد مي آورد. تجمّع اصولاً عامل تحرک انساني، آگاهي و رشد جهان بيني اعتقادي بشري است. در دنيا، «کنگره» خيلي فراوان است. اما اين «کنگره عظيم حج» با همه تجمّع ها و کنگره هاي ديگري که در دنيا بوده و هست، فرق دارد. در تجمّع ها و کنگره هاي ديگر، نمايندگان طبقات و ملّت ها که انتخاب و دست چين شده اند، مي آيند و جمع مي شوند. اما در اينجا ملّت ها و توده ها، بي نماينده و مستقيم خودشان به ميعادگاه مي آيند. هر انساني به نمايندگي خود و جامعه اش اينجا دعوت خدايي شده و حاضر مي شود. اصل حرکت و مهاجرت نيز يعني، از وقتي که مناسک حج شروع مي شود، هيچ توقّفي (نظري و عملي) نيست. نه آدم مي تواند توقّف کند و نه هم بايد توقّف کند. تمام مناسک حج در حرکت و تغيير معنا مي يابد؛ از تغيير لباس تا تغيير انجام مناسک در شب و روز[33].

    اساسا حج و عمره مناسکي دکترينال هستند. يعني مناسکي با برانگيختگي عاطفي اندک و تواتر نسبتاً بالا که يک شکلي و مرکزيت ايجاد مي‌کنند و قدرت انتقال شبکه پيچيده‌اي از مفاهيمي را دارند که در خاطره معنايي ذخيره شده و مولفه‌هاي هويتي يک گروه مفروض مثل يک امت را پديد مي‌آورند.[34]

    مناسک حج دو ويژگي دارد که بر اساس آن به تقويت وحدت اسلامي بسيار کمک مي‌کند:

    الف) جمعي بودن

    همبستگي از چهار عامل ارزش‌ها، هنجارها، نقش‌ها و تجمعات مشترک، حاصل مي‌گردد و چهار کارکرد تطبيق با شرايط جديد، حل تنش‌هاي اجتماعي، نيل به اهداف و حفظ همبستگي را ايفا مي‌کند.[35] همه عوامل همبستگي و کارکردهاي آن در حج در قالب مناسک خود را نشان مي‌دهد؛ زيرا مسلمانان در حج اعمال ديني يکساني را در زمان و مکان مشترک به صورت دسته جمعي انجام مي‌دهند. بر اين اساس در همه اديان تشکيل انجمن اخوت براي رسيدن به آرمان مذهبي و اجتماعي متدينان رواج دارد، اين حرکت براي همبستگي پيروان جهت اعتراض به وضع موجود و وصول به آرزوي مشترک و تجديد و تشديد اعمال ديني بنيادي است[36]

    تنظيم کنندگي روابط براي خير همگان و برانگيزانندگي احساس مشترک و وحدت اجتماعي از کارکردهاي اجتماعي مناسک ديني است که تاثير مناسک حج را در تقويت وحدت اسلامي نشان مي‌دهد. از اين روي گناه، کنش برهم زننده روابط داخلي گروه و مناسک، عامل حفظ وحدت احتماعي و احساس مشترک محسوب مي شود[37]. مناسک و مواقف حج از اين جهت بيشترين تاثير را در ايجاد وحدت اجتماعي و تنظيم روابط مسلمانان و کشورهاي اسلامي براي تامين خير عمومي آنها خواهد داشت.

    جمعي بودن مناسک حج از جهت ديگر نيز در تقويت وحدت اسلامي موثر است. مناسک حج از منظر جامعه شناختي جمعي است و نه اجتماعي؛ يعني مناسک حج به اين شکل نيست که با مساعي يکديگر و زنجيره‌وار انجام شود به طوري که اگر کسي حاضر به تقبل بخشي از آن نشود مسئوليت خود را به درستي انجام ندهد، فعاليت‌هاي ديگران را مخدوش يا مختل سازد بلکه همه عمدتا بايد به صورت فردي مناسک حج را انجام دهند اما همراه با ديگران و در يک زمان و مکان مشخص و البته به شکل يکسان.

    تفاوت کارگروهي در حج با فريضه عبادي ديگري مانند جهاد در اين است که در جهاد با تقسيم وظيفه و کمک همگاني کار به انجام مي‌رسد و اگر يک فرد کارش را درست انجام ندهد به همه لطمه مي‌خورد. در اينجا هريک از افراد به تنهايي مهم هستند و هر يک در کنار ديگري تشکيل يک مجموعه را مي‌دهند و با نبود هرکدام مجموعه دچار نقض مي‌شود. اما در حج هريک از حجاج داراي تعيين و تشخيص نيست تا به شکل‌گيري مجموعه کاملي منتهي شوند و با نبود يکي مجموعه مختل شود. به عبارت ديگر در حج افراد موضوعيت ندارند. بلکه وجود آنها در کنار وجود ديگران معنا و ارزش اثر پيدا مي‌کند و به هم افزايي منجر مي‌شود. آنان مي‌فهمند که وجود يافتنشان در پيوستن به ديگران است و همگي در عين تکثر و تفاوت‌هاي فردي، در ابعاد انساني داراي نيازها، انگيزش‌ها، احساسات، اهداف، اعمال و رفتار مشترک بوده و اساسا و يگانه‌اند. به اين ترتيب در حج مفهوم «امت واحده» به خوبي متجلي مي‌شود.[38]

     

    ب) ساختارشکن بودن

    در حج، براساس مدل مناسک‌گذار[39]، زائر ابتدا از محيط زندگي خود جدا مي‌شود و به فضايي جديد منتقل مي‌شود و سپس با تغييري ناشي از گذراندن مناسک، با موقعيتي جديد به جامعه بر مي‌گردد.[40]

    ويکتور ترنر[41] با اتخاذ مدل سه لايه مناسک گذار به توسعه آن مي‌پردازد و اين مناسک را به مثابه حرکتي از ساختار به ضد ساختار و بازگشت مجدد به ساختار مي‌نگرد. او با طرح مفهوم جماعت‌واره، زائر را در هنگام انجام مناسک زيارتي، در شرايط ضد ساختار يا حداقل ساختار مي‌داند که از شبکه سلسله مراتب اجتماعي خارج شده و با ديگر زائران روابط اجتماعي جماعت‌وارگي را ايجاد مي‌کنند. شاخصه روابط اجتماعي در اين فضاي متفاوت، همساني ظاهري و اعتزال دنيوي از لذت‌هاي است که در دوره احرام با همشکلي در پوشش و نمادگرايي‌هاي قدرتمند مرگ به اوج خود مي‌رسد.[42]

    حج امکان ورود به فضايي خارج از ساختار زندگي دنيوي را ايجاد مي‌کند که در آن زائران گونه‌اي از روابط اجتماعي برابر گرايانه را مي‌آزمايند. آنها در اين فضا در هدفي مشترک وحدت مي‌يابند و نوعي نزديکي و همدلي را وراي تفاوت‌هاي ديني، قومي و نژادي تجربه مي‌کنند. زائران در اين فضا نوعي از روابط اجتماعي را تجربه مي‌کنند که ناقض ساختار معمول زندگي دنيوي است و با خصايص برابر گرايانه‌اي که دارد تجربه‌اي وحدت بخش را به زائران ارائه مي‌دهد.[43]

    4. هم‌گرايي اخلاقي (زمينه‌هاي اخلاقي وحدت اسلامي)

    علاوه بر جهات ارتباطات بين فرهنگي و ميان‌فردي و همچنين جهات فقهي و مناسکي حج که مي‌توان آنها را در بستر هويت ديني در راستاي ايجاد وحدت ايدئولوژيک، فقهي و سياسي تحليل کرد، فضاي کلي اخلاقي، تربيتي و عرفاني حج را نيز مي‌توان در اين راستا تحليل نمود.

    حج تنها يک عبادت محض و خودسازي بدون توجه به جامعه‌سازي نيست و در عين ارتقاي اخلاقي مؤثرترين وسيله براي پيشبرد اهداف سياسي است. اختلاط «عبادت» و «سياست، اقتصاد و...» در حج است که باعث شده در روايات، از کعبه به عنوان عامل ثبات‌بخش دين بر روي زمين ياد شود؛ زيرا به تعبيري، روح عبادت توجه به خدا و روح سياست، توجه به خلق خدا است.[44]

    حج در مفهوم بين‌المللي دو نوع منافع کارکردي دارد: 1. نتايج تربيتي و خودسازي که به معناي هماهنگي فرد با خداوند و همنوايي او با فطرت و طبيعت است؛ 2. آثار سياسي و اجتماعي که به معناي ارتباط و هماهنگي با واحدها و گروه‌هاي اجتماعي و سياسي اسلامي ديگر است که به صورت ملت‌ها و دولت‌ها و از نژادهاي مختلف و داراي زبان‌ها و فرهنگ‌هاي گوناگون هستند.

    بنابراين مي‌توان گفت برنامه تربيتي و خودسازي، مقدمه‌اي براي ايجاد يگانگي در جامعه بزرگ اسلامي است.[45]

    از منظر حقوقي نيز مي‌توان کارکردهاي سياسي و اجتماعي حج در انسجام‌بخشي به امت اسلامي را يک سلسله وظايف حزبي دانست و آن را حقوق حزبي ناميد؛ زيرا زيربناي فکري اسلام در گرايش به اين دين، بر نوعي تخريب و تشکل سياسي قرار دارد و مسلمانان، اعضاي حزب اتله هستند و فرديت و انزوا در نظر اسلام مردود است.[46] حتي عبادت و خودسازي نبايد به فرديت و انزوا کشيده شود.

    به عبارت ديگر در اسلام عبادت فقط در ارتباط با خدا خلاصه نمي‌شود بلکه بخشي از فرائض ديني در نوع و کيفيت ارتباط و مواجهه با مردم تعريف مي‌شود و دينداري کامل هيچ‌گاه با صرف ارتباط فردي با خدا ـ بدون توجه به جامعه و ساير مسلمانان ـ حاصل نمي‌شود. حتي اسلام براي عبادت فردي نيز شؤون اجتماعي قرار داده است؛ مانند نماز جماعت. به اين ترتيب اخلاق و عرفان در اسلام کاملاً جنبه اجتماعي دارد.

    در حج نيز هرچند ابعاد قوي اخلاقي، تربيتي و عرفاني وجود دارد ولي اين ابعاد به صورت بسيار واضح و گسترده‌اي به صورت دسته‌جمعي و با ذيل اجتماعي همراه است. به عبارت ديگر يکي از کارکردهاي حج اين است که ابعاد اخلاقي، به سالم‌سازي و ارتقاء روابط اجتماعي بپردازد. بر اين اساس ابعاد معنوي حج در راستاي تقويت و تعالي ابعاد سياسي و اجتماعي مسلمانان و سامان‌دهي نظام ارتباطات اجتماعي مسلمانان براساس اصول اخلاقي و ديني قابل تحليل است. در اين مناسک و تعاليم اخلاقي, حج به بهترين شکل زمينه هم‌گرايي و وحدت اسلامي را فراهم مي‌کند تا با تقويت هويت ديني زمينه وحدت مسلمانان را در فضايل اخلاقي و با انگيزه‌هاي معنوي فراهم نمايد.

    اين گستردگي و عمق ابعاد اخلاقي حج در تضادي آشکار با گروه‌هاي تکفيري است که به دور از هر گونه فضاي اخلاقي اسلامي, خشونت و عدم ملاطفت را تئوريزه و اجرا مي‌کنند.

    5. هم‌گرايي اقتصادي (وحدت‌آفريني ابعاد اقتصادي حج)

    حج درکنار ابعاد و کارکردهاي اخلاقي و اجتماعي, از جهات اقتصادي نيز قابل توجه است چنانکه در آيات و روايات نيز به کارکردهاي اقتصادي حج پرداخته شده است[47]. به نظر مي‌رسد اين فرصت‌هاي اقتصادي حج زمينه بسيار مناسبي براي وحدت مسلمانان باشد چنانکه اتحاديه اروپا که بر مدار همکاري اقتصادي شکل گرفت, در ادامه به تعاملات سياسي و فرهنگي و ايجاد نوعي هويت فراملي منجر شده است.

    کشورهاي اسلامي به دليل وجود نظام‌هاي سياسي گسترده و يکپارچه در قرون گذشته، از پيشينه تاريخي و فرهنگي مشترکي برخوردارند. افزون بر اين دين مشترک، قدرت فوق‌العاده‌اي در ايجاد اتحاد و همگرايي بين کشورهاي اسلامي ايجاد کرده است.

    از نظر اقتصادي نيز وجوه مشترک در اين کشورها زياد است. غالب اين کشورها نفت‌خيز، توليدکننده نفت و داراي نيروي کار فراوان هستند و از نظر جغرافيايي بيشتر اين کشورها در آسيا و به خصوص منطقه خاورميانه قرار دارند که به صورت نسبي از مزيت قرب مسافت برخوردارند که هزينه داد و ستدهاي اقتصادي را کاهش مي‌دهد.

    حج ظرفيت بالايي براي تقويت اين عوامل جهت تعامل اقتصادي در سطح بين‌الملل اسلامي دارد. به اين ترتيب حج به لحاظ ظرفيت‌هاي بالاي معنوي و فرهنگي که در جهت ايجاد اتحاد و وحدت بين مسلمين دارد، ابزار بسيار مناسبي در جهت تحقق هم‌گرايي اقتصادي است.[48]

    در راستاي تأسيس بازارهاي بزرگ و يا به تعبيري بازار مشترک، تاريخ نشان مي‌دهد که همبستگي و هم‌گرايي سياسي و اقتصادي لازم و ملزوم يکديگرند و هر کدام شرط وجود ديگري است. در حقيقت حصول همبستگي سياسي به تنهايي و بدون برنامه‌هاي منظم اقتصادي غير عملي است و برنامه‌هاي اقتصادي در صورتي شکل واقعي به خود مي‌گيرند که دولت‌ها براي تحقق آن اقدامات سياسي را انجام دهند.[49] از اين رو ناهم‌گوني سياسي مانع هم‌گرايي اقتصادي است.[50]

    علامه طباطبايي ذيل تفسير آيه (لِيشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ)[51] ضمن اينکه منافع حج را فراتر از منافع اخروي و شامل مواردي مانند تجارت مي‌داند، بر لزوم تعاون براي تحقق آنها تأکيد مي‌کند ايشان تفاهم ديني در حج را بهترين مقدمه و زمينه براي تحقق اين تعاون مي‌داند.[52]

    به اين ترتيب اشتراکات معنوي و اعتقادي موجب اتحاد و اتفاق معنوي و ديني شده و اتفاق روحي و معنوي باعث گرايش به اتحاد و همگرايي و تعاون و همکاري مادي و در نتيجه بهره‌گيري از منافع عظيم مادي حج مي‌شود.

    جمع‌بندي

    حج عبادتي فراملي و فرامرزي است که در مهد تمدن و تاريخ اسلامي انجام مي‌شود و از اين جهت توجه مسلمانان را به اين نکته جلب مي‌کند که آنها فراتر از همه هويت‌هاي فرهنگي و ملي و حتي مذهبي و فرقه‌اي, در يک هويت ديني فراديني مشترکند و از تاريخ و تمدن يکساني برخوردارند. به اين ترتيب در حج هويت ديني در سطح تمدني و فراملي تقويت و از اين جهت، امت اسلامي تقويت مي‌شود. همه ارکان سياسي و فقهي و ارتباطي و اقتصادي و اخلاقي حج در اين راستا قابل تحليل است. ره‌آورد ارزشمند اين نظام ديني در حج تقويت قدرت، امنيت و کنشگري فعال کشورهاي اسلامي در نظام بين الملل است.

    اين قرائت عام و شمول‌پذير از دين و آثار ارزمند آن در مقابل قرائت تنگ‌نظرانه و طردانگارانه گروه‌هاي تکفيري از اسلام است و طبيعتا دستاورد اين قرائت ناصحيح از دين ضعف دروني و عدم اقتدار اسلام در عرصه بين الملل است.


    منابع

    1.  "ابعاد اجتماعي برنامه امنيتي اسرائيل؛ دستور کاي براي قرن بيست و يکم", اصغر افتخاري, فصلنامه مطالعات امنيتي, شماره 1, 1372.

    2.  "پديده اسلام‌ترسي", فادي اسماعي, ترجمه پرويز شريفي, ماهنامه اسلام و غرب, وزارت امور خارجه, سال اول, پيش شماره دوم, مرداد 1376؛

    3.  «ابعاد اقتصادي و مالي حج از ديدگاه قرآن و عترت»، سيد احمد سيادتي، احسان صائمي، مجموعه مقالات اولين همايش حج و اقتصاد، پژوهشکده حج و زيارت، قم، 1391؛

    4.  «ارزيابي عوامل سياسي انسجام‌بخش ميان مسلمين در موسم حج»، زهرا معيني، شعيب ياري، حج معنويت و کانون ديپلماسي فرهنگي جهان اسلام، به کوشش: ابراهيم حاجياني، پژوهشکده تحقيقات راهبردي مجمع تشخيص مصلحت نظام، تهران، 1391.

    5.  «بررسي شيوه انتقالي معاني فرهنگي و فرآيند اجتماعي شدن در مراسم حج»، شعيب ياري، حج تجلي معنويت و کانون ديپلماسي فرهنگي جهان اسلام، به کوشش ابراهيم حاجياني.

    6.  «تحليل سازه‌انگارانه از هويت ملي در دوران جنگ تحميلي»، بهاره سازمند، فصلنامه مطالعات ملي، شماره 22، 1384.

    7.  «حج ايراني:وحدت و نقش گفتمان رقيب»، مهرداد عربستاني، حج تجلي معنويت و کانون ديپلماسي فرهنگي جهان اسلام، به کوشش ابراهيم حاجياني، پژوهشکده تحقيقات راهبردي مجمع تشخيص مصلحت نظام، تهران، 1391.

    8.  «حج و اقتصاد»، حسن رمضان‌زاده، مجموعه مقالات اولين همايش حج و اقتصاد، پژوهشکده حج و زيارت، قم، 1391.

    9.  «نقش حج در تحقق توسعه اقتصادي مطلوب اسلام»، محمد اسماعيل‌زاده، مجموعه مقالات اولين همايش حج و اقتصاد، پژوهشکده حج و زيارت، قم، 1391.

    10. «حج و هم‌گرايي اقتصادي»، غلامرضا سرآباداني، مجموعه مقالات اولين همايش حج و اقتصاد، پژوهشکده حج و زيارت، قم، 1391.

    11. «عبادت و سياست تاروپود حج»، محمد محمدي اشتهاردي، ص 1، فصلنامه قبسات، شماره 21، 1384.

    12. «معيارهاي اقتصادي حج در قرآن و سنت»، نبي‌الله قاسمي خطير، سيد حبيب‌الله ساداتي، مجموعه مقالات اولين همايش حج و اقتصاد، پژوهشکده حج و زيارت، قم، 1391؛

    13.  «نگاهي آماري به ظرفيت‌هاي بازرگاني کشورهاي اسلامي با يکديگر»، محمود حاجي يوسفي‌پور، مجموعه مقالات اولين همايش حج و اقتصاد، پژوهشکده حج و زيارت، قم، 1391؛

    14. احياء تفکر اسلامي، مرتضي مطهري، دفتر انتشارات اسلامي، قم، 1361.

    15. اقتصاد بين‌الملل، عليرضا رحيمي بروجردي، صص 286 ـ 283، تهران، سمت، 1390.

    16. امام خميني و همگرايي جهان اسلام, سيدمحمد هاشمي, نشر نيايش، 1382.

    17. انسان و اديان نقش دين در زندگي فردي و اجتماعي، ترجمه مهران توکلي، ص 313 و 312 نشر ني، تهران.

    18. انقلاب و بسيج سياسي، حسين بشيريه, تهران، انتشارات دانشگاه تهران, 1374.

    19. انقلاب‌هاي رنگي و انقلاب اسلامي ايران، شعيب بهمن، ص 259، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامي، تهران، 1389.

    20. بنيادهاي نظريه اجتماعي، جيمز کلمن، ترجمه: صبوري، تهران، نشر ني، 1377.

    21. پايان نظم سرمايه اجتماعي و حفظ آن، فرانسيس فوکوياما، ترجمه: غلام‌عباس توسلي، ص 26، جامعه ايرانيان، تهران، 1379.

    22. تاريخچه بازار مشترک، ژان فرانسوا دونيو، ژرار دروئسن، ترجمه: محمد اسفندياري، صص 20 ـ 19، انتشارات علمي و فرهنگي، تهران، چاپ اول، 1375.

    23. تحليل مردم‌شناختي حج بر اساس مناسک گذر, علي سادئي, انتشارات شلاک, تهران, 1386.

    24. تغييرات اجتماعي, گي روشه, ترجمه منوچهر وثوقي, نشر ني, تهران.

    25. جامعه شناسي دين، ملکم هميلتون, ترجمه محسن ثلاثي، تهران، مؤسسه فرهنگي انتشارات تبيان, 1381.

    26. جامعه شناسي دين، يواخيم واخ, ترجمه جمشيد آزادگان، تهران، سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاه‌ها (سمت), 1387.

    27. جامعه‌شناسي ارتباطات، باقر ساروخاني، ص 25، اطلاعات، چاپ بيست و سوم، تهران، 1388.

    28. جامعه‌شناسي سياسي اسرائيل, اصغر افتخاري, مرکز پژوهش‌هاي علمي و مطالعات استراتژيک خاورميانه, تهران, 1380؛

    29. جستاري نظري در باب تمدن, حبيب الله بابايي و ديگران, قم, پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي. چاپ دوم, 1388.

    30.  جوان و بحران هويت، محمدرضا شرفي،

    31. حج از نگاه حقوق بين‌الملل، سيد محمد خامنه‌اي، سازمان انتشارات کيهان، تهران، 1371.

    32. حج در آيينه روان‌شناسي، محمدرضا احمدي، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، قم، چاپ اول، 1390.

    33. خسي در ميقات، جلال آل احمد، جامه داران، تهران، 1387.

    34. رويارويي تمدن‌ها, ساموئل هانتينگتون, ترجمه مجتبي اميري, مرکز چاپ و انتشارات امور خارجه, تهران, 1381.

    35. سرشت نمادين اجتماع، آنتوني پل کوهن، ترجمه: عبدالله گيويان، دانشکده صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، تهران، 1390.

    36.  سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران؛ بازبيني نظري و پارادايم ائتلاف, محمود سريع القلم, ص 112 و 113, مرکز تحقيقات استراتژيک, تهران, 1379.

    37. کتاب بيداري اسلامي (المجتمع والدوله في الوطن العربي)، سعدالدين ابراهيم، ترجمه کمال باغجري، مؤسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين‌المللي ابرار معاصر تهران، تهران، 1390.

    38. گذار به دموکراسي ملاحظات نظري و مفهومي, ساموئل پي. هانتينگتون, ترجمه و تاليف محمدعلي کديور, گام نو، تهران, 1386.

    39. مناسک حج در نگارگري اسلامي و نقش آن در همبستگي ملي و وحدت اسلامي، مهناز شايسته‌فر, نامه پژوهش فرهنگي، سال دوازدهم، شماره دوازدهم، زمستان،1389.

    40. الميزان في تفسير القرآن، محمدحسين طباطبايي، ترجمه: سيد محمدباقر موسوي همداني، ج 14، صص 549 ـ 548، بنياد علمي و فکري علامه طباطبايي، 1363.

    41. ميعاد با ابراهيم، علي شريعتي, مجموعه آثار 29، تهران: انتشارات مونا, 1361.

    42. نظريه اجتماعي سياست بين الملل، الکساندر ونت, ترجمه حميرا مشيرزاده, تهران, دفتر مطالعات سياسي و بين الملل, 1384.

    43. نه شرقي نه غربي (روابط خارجي ايران با آمريکا و شوروي), نيکي کدي, مارک گازيوروسکي, ترجه ابراهيم متقي و الهه کولايي, ص 216, نشر مرکز اسناد انقلاب اسلامي, تهران, 1379؛

    44. وحدت از ديدگاه امام خميني (تبيان، دفتر پانزدهم)، معاونت پژوهش مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1376، چاپ اول، قم).

    45.  A. Turner, vector & Turner, Edith, image and pilgrimage in chritian culture: anthropological perspectives. New York: Columbia university press, 1978.

    46. Atkinson, Quentin & Whitehouse, Harvey, The cultural Morph space of ritual form: Examining modes of religiosity cross-culturally, p50-62, Evolution, and human behavior (32), 2011

    47. B. Turner, victor, the ritual process: structure and anti-structure. Ithaca and New York: Cornell university press, 1966.

    48. Bianchi Robert R, Guests of God: pilgrimage and politics in the Islamic world, p45, Oxford and New york: oxford university press, 2004.

    49. C. Turner, victor, the center out there: pilgrim’s Goal. History of religions, 12(3), 1973, p191-230.

    50. D: Turner, victor, image and pilgrimage in Christian culture: anthropological perspectives. New York: Columbia university press, 1978.

    51. Fiano Boowie, Anthropology of Religion: An Introduction, p147-157 oxford & Massachusetts: black well, 2006.

    52. Van. Gennep, Arnold, the Rites of Passage, Chicago: university of Chicago press, 1960

    53.  X Malcolm, Autobiography of Malcolm x, New York: Grove press, 1966.



    [1]. البته اين سخن به اين معنا نيست که استعمارگران و دشمنان بيروني در ايجاد انحراف گروه‌هاي تکفيري در جهان اسلام دخالتي نداشته‌اند.

    [2]. رک: "سلفيه و تقريب", مهدي فرمانيان, ص 131-150, هفت آسمان, پاييز 1389, شماره 47.

    [3]. منظور از فراسنت‌هاي پنهان، عوامل و مؤلفه‌هاي بنيادين هويت ديني و تمدني اسلامي است که در بين همه مسلمانان مشترک است.

    [4]. ر.ک: کتاب بيداري اسلامي (المجتمع والدوله في الوطن العربي)، سعدالدين ابراهيم، ترجمه کمال باغجري، ص 67 و 68.

    [5]. ر.ک: انقلاب‌هاي رنگي و انقلاب اسلامي ايران، شعيب بهمن، ص 259، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامي، تهران، 1389.

    [6]. ر.ک: بنيادهاي نظريه اجتماعي، جيمز کلمن، ص 49.

    [7]. داشتن هدفي مشترک، يکي از روش‌ها و راهبردهاي ايجاد وحدت است. امام خميني نيز در سخنانشان در مورد وحدت، به اين نکته اشاره دارند. (ر.ک: وحدت از ديدگاه امام خميني (تبيان، دفتر پانزدهم)، صص 74 ـ 69، معاونت پژوهش مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1376، چاپ اول، قم).

     [8]. جوان و بحران هويت، محمدرضا شرفي، ص 82.

    [9]. جستاري نظري در باب تمدن, ص 75.

    [10]. ر.ک: نظريه اجتماعي سياست بين الملل، الکساندر ونت, ترجمه حميرا مشيرزاده, ص 19 و 470 تهران, دفتر مطالعات سياسي و بين الملل, 1384.

    [11]. ر.ک: همان

    [12]. گذار به دموکراسي ملاحظات نظري و مفهومي, ساموئل پي. هانتينگتون, ترجمه و تاليف محمدعلي کديور, ص 20.

    [13]. Bianchi Robert R, Guests of God: pilgrimage and politics in the Islamic world, p45, Oxford and New york: oxford university press, 2004.

    [14]. ر.ک: تغييرات اجتماعي, گي روشه, ترجمه منوچهر وثوقي, ص 13, نشر ني, تهران.

    [15]. ر.ک: "پديده اسلام‌ترسي", فادي اسماعي, ترجمه پرويز شريفي, ص 33-40, ماهنامه اسلام و غرب, وزارت امور خارجه, سال اول, پيش شماره دوم, مرداد 1376؛ نه شرقي نه غربي (روابط خارجي ايران با آمريکا و شوروي), نيکي کدي, مارک گازيوروسکي, ترجه ابراهيم متقي و الهه کولايي, ص 216, نشر مرکز اسناد انقلاب اسلامي, تهران, 1379؛ سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران؛ بازبيني نظري و پارادايم ائتلاف, محمود سريع القلم, ص 112 و 113, مرکز تحقيقات استراتژيک, تهران, 1379.

    [16]. ر.ک: جامعه‌شناسي سياسي اسرائيل, اصغر افتخاري, ص 137 و 138, مرکز پژوهش‌هاي علمي و مطالعات استراتژيک خاورميانه, تهران, 1380؛ "ابعاد اجتماعي برنامه امنيتي اسرائيل؛ دستور کاي براي قرن بيست و يکم", اصغر افتخاري, ص 5 و 6, فصلنامه مطالعات امنيتي, شماره 1, 1372.

     [17]. ر.ک: رويارويي تمدن‌ها, ساموئل هانتينگتون, ترجمه مجتبي اميري, مرکز چاپ و انتشارات امور خارجه, تهران, 1381.

    [18]. ر.ک: احياء تفکر اسلامي، مرتضي مطهري، ص 21، دفتر انتشارات اسلامي، قم، 1361.

    [19]. ر.ک: «تحليل سازه‌انگارانه از هويت ملي در دوران جنگ تحميلي»، بهاره سازمند، ص 41، فصلنامه مطالعات ملي، شماره 22، 1384.

    [20]. براي نمونه رک: خسي در ميقات، جلال آل احمد، ص 93-94، جامه داران، تهران، 1387.

    [21]. See you: X Malcolm, Autobiography of Malcolm x, New York: Grove press, 1966.

    [22]. رک: ارزيابي عوامل سياسي انسجام بخش ميان مسلمين در موسم حج، زهرا معيني، شعيب ياري، ص 87 و 88، حج تجلي معنويت و کانون ديپلماسي فرهنگي جهان اسلام، به کوشش ابراهيم حاجياني.

    [23]. انسان و اديان نقش دين در زندگي فردي و اجتماعي، ترجمه مهران توکلي، ص 313 و 312 نشر ني، تهران.

    [24]. ر.ک: جامعه‌شناسي ارتباطات، باقر ساروخاني، ص 25، اطلاعات، چاپ بيست و سوم، تهران، 1388.

    [25]. ر.ک: بنيادهاي نظريه اجتماعي، جيمز کلمن، ترجمه: صبوري، ص 465، تهران، نشر ني، 1377.

    [26]. ر.ک: پايان نظم سرمايه اجتماعي و حفظ آن، فرانسيس فوکوياما، ترجمه: غلام‌عباس توسلي، ص 26، جامعه ايرانيان، تهران، 1379.

    [27]. حجرات: 10

    [28]. شايسته فر، مهناز، 1389، مناسک حج در نگارگري اسلامي و نقش آن در همبستگي ملي و وحدت اسلامي، نامه پژوهش فرهنگي، سال دوازدهم، شماره دوازدهم، زمستان،صص 65-85

    [29]. ر.ک: بنيادهاي نظريه اجتماعي، جيمز کلمن، ص 47.

    [30]. ر.ک: «بررسي شيوه انتقالي معاني فرهنگي و فرآيند اجتماعي شدن در مراسم حج»، شعيب ياري، ص 118، حج تجلي معنويت و کانون ديپلماسي فرهنگي جهان اسلام، به کوشش ابراهيم حاجياني.

    [31]. براي مطالعه بيشتر ر.ک: حج در آيينه روان‌شناسي، محمدرضا احمدي، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، صص 82 ـ 78، قم، چاپ اول، 1390.

    ، امام خميني و همگرايي جهان اسلام. سيدمحمد هاشمي ص 68 نشر نيايش، 1382.[32]

    [33] - شريعتي، علي (1361)، ميعاد با ابراهيم، ص 111, مجموعه آثار 29، تهران: انتشارات مونا.

    [34]. براي مطالعه بيشتر ر.ک:

     Atkinson, Quentin & Whitehouse, Harvey, The cultural Morph space of ritual form: Examining modes of religiosity cross-culturally, p50-62, Evolution, and human behavior (32), 2011.

    [35]. بشيريه، حسين، 1374، انقلاب و بسيج سياسي، تهران، انتشارات دانشگاه تهران

    [36]. واخ، يوآخيم، 1387، جامعه شناسي دين، ترجمه جمشيد آزادگان، ص 173-175, تهران، سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)

    [37]. هميلتون، ملکم، 1381، جامعه شناسي دين، ترجمه محسن ثلاثي، ص 170, تهران، مؤسسه فرهنگي انتشارات تبيان

    [38]. ر.ک: بررسي شيوه انتقال معاني فرهنگي و فرآيند اجتماعي شدن در مراسم حج، شعيب ياري، ص 118-119؛ حج تجلي معنويت و کانون ديپلماسي فرهنگي جهان اسلام، به کوشش ابراهيم حاجياني.

    [39]. براي مطالعه بيشتر در مورد مناسک گذار ر.ک:

    Van. Gennep, Arnold, the Rites of Passage, Chicago: university of Chicago press, 1960

    Fiano Boowie, Anthropology of Religion: An Introduction, p147-157 oxford & Massachusetts: black well, 2006.

    [40]. براي مطالعه بيشتر ر.ک: تحليل مردم‌شناختي حج بر اساس مناسک گذر, علي سادئي, انتشارات شلاک, تهران, 1386.

    [41]. براي مطالعه بيشتر در اين مورد ر.ک:

     A. Turner, vector & Turner, Edith, image and pilgrimage in chritian culture: anthropological perspectives. New York: Columbia university press, 1978.

    B. Turner, victor, the ritual process: structure and anti-structure. Ithaca and New York: Cornell university press, 1966.

    C. Turner, victor, the center out there: pilgrim’s Goal. History of religions, 12(3), 1973, p191-230.

    D: Turner, victor, image and pilgrimage in Christian culture: anthropological perspectives. New York: Columbia university press, 1978.

    [42]. ر.ک: «حج ايراني:وحدت و نقش گفتمان رقيب»، مهرداد عربستاني، ص 142-138؛ حج تجلي معنويت و کانون ديپلماسي فرهنگي جهان اسلام، به کوشش ابراهيم حاجياني، پژوهشکده تحقيقات راهبردي مجمع تشخيص مصلحت نظام، تهران، 1391.

    [43]. ر.ک: «حج ايراني: وحدت و تنش گفتمان‌هاي رقيب»، مهرداد عربستاني، ص 134؛ حج، تجلي معنويت و کانون ديپلماسي فرهنگي جهان اسلام، به کوشش ابراهيم حاجياني، پژوهشکده تحقيقات راهبردي مجمع تشخيص مصلحت نظام، تهران، 1391.

    [44]. «عبادت و سياست تاروپود حج»، محمد محمدي اشتهاردي، ص 1، فصلنامه قبسات، شماره 21، 1384.

    [45]. ر.ک: «ارزيابي عوامل سياسي انسجام‌بخش ميان مسلمين در موسم حج»، زهرا معيني، شعيب ياري، ص 86، حج معنويت و کانون ديپلماسي فرهنگي جهان اسلام، به کوشش: ابراهيم حاجياني، پژوهشکده تحقيقات راهبردي مجمع تشخيص مصلحت نظام، تهران، 1391.

    [46]. ر.ک: حج از نگاه حقوق بين‌الملل، سيد محمد خامنه‌اي، ص 115، سازمان انتشارات کيهان، تهران، 1371.

    [47]. براي مطالعه بيشتر در اين خصوص ر.ک: «معيارهاي اقتصادي حج در قرآن و سنت»، نبي‌الله قاسمي خطير، سيد حبيب‌الله ساداتي، صص 208 ـ 206 و 201، مجموعه مقالات اولين همايش حج و اقتصاد، پژوهشکده حج و زيارت، قم، 1391؛ «ابعاد اقتصادي و مالي حج از ديدگاه قرآن و عترت»، سيد احمد سيادتي، احسان صائمي، صص 221 ـ 216، همان؛ «حج و اقتصاد»، حسن رمضان‌زاده، صص 240 ـ 232، همان؛ «نقش حج در تحقق توسعه اقتصادي مطلوب اسلام»، محمد اسماعيل‌زاده، صص 578 ـ 572، همان؛ «نگاهي آماري به ظرفيت‌هاي بازرگاني کشورهاي اسلامي با يکديگر»، محمود حاجي يوسفي‌پور، صص 641 ـ 637، همان.

    [48]. ر.ک: «حج و هم‌گرايي اقتصادي»، غلامرضا سرآباداني، صص 685 ـ 680، مجموعه مقالات اولين همايش حج و اقتصاد، پژوهشکده حج و زيارت، قم، 1391.

    [49]. ر.ک: تاريخچه بازار مشترک، ژان فرانسوا دونيو، ژرار دروئسن، ترجمه: محمد اسفندياري، صص 20 ـ 19، انتشارات علمي و فرهنگي، تهران، چاپ اول، 1375.

    [50]. ر.ک: اقتصاد بين‌الملل، عليرضا رحيمي بروجردي، صص 286 ـ 283، تهران، سمت، 1390.

    [51]. حج: 28

    [52]. ر.ک: الميزان في تفسير القرآن، محمدحسين طباطبايي، ترجمه: سيد محمدباقر موسوي همداني، ج 14، صص 549 ـ 548، بنياد علمي و فکري علامه طباطبايي، 1363.